![]() |
![]() |
|
| زندگی نامه و کتابهای عرفا |
|
هفت رنگ است به ز هفت اورنگ نيــست بالاتــر از سيــاهی رنگ هفت روز هفته رنگها, ستارگان و معانی رمزی و عرفانی آنها يکی از پنج گنج حکيم نظامی گنجوی مثنوی (هفت پيکر) يا هفت گنبد است که بر گرد ماجراهای بهرام گور می گردد. از آن ماجراهای شيرين يکی اين است که بهرام هفت عروس از پادشاهان هفت اقليم به خانه می آورد و مهندسی شيده نام و خورشيد رای هفت عمارت بديع با هفت گنبد رنگين به رنگهای سيارگان هفتگانه برای او بنا می کند و بهرام آن عروسان نوخاسته را هر يک به تناسب رنگ رخسار در يکی از آن هفت گنبد می نشاند و هر روز هفته را که نزد پيشينيان هر يک به سياره ای تعلق دارد با يکی از آن نو عروسان به عيش و نشاط می گذراند. روز شنبه منسوب به ستاره کيوان (يا زحل) و رنگش سياه است. روز يکشنبه از آن خورشيد است و رنگ زرد و زرين است. دوشنبه روز ماه است که رنگ اصليش را سبز می دانستند. سه شنبه روز بهرام يا مريخ است که جامه سرخ بر تن دارد. چهارشنبه روز سود و سودا و دکان و بازار است و به عطارد(يا تير), که دبير آسمان است و رنگش فيروزه است, تعلق دارد. پنجشنبه روز سعادت و منسوب به مشتری است و رنگ آن صندل گون است و روز جمعه از آن زهره خنياگر است که چون الماس به رنگ سفيد در آسمان می درخشد. ادامه مطلب |
|
شيخ ابوالفتوح مجدالدين احمد بن محمد بن محمد بن احمد غزالي طوسي "برادر کوچکتر امام حجةالاسلام ابوحامد محمد غزالي" از عارفان بزرگ اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجري است. وي در طوس که يکي از شهرهاي معروف خراسان است تولد يافت و مانند برادر بزرگتر خود مبادي علوم اسلامي و فقه را آموخت و براي مصاحبت مشايخ رغبت فراوان از خود نشان داد و به خلوت و عزلت پرداخت تا زبان او بر طريقت گشاده شد و بر احکام تصوف غلبه يافت. در ضمن، حکايتي که نبايد از واقع دور باشد، چنين آورده اند که: « ميل و رغبت محمد غزالي به سير و سلوک از اينجا برخاست که روزي احمد برادر کهترش به وي اقتدا کرده بود، در اثناي نماز جماعت احمد قصد فرادي کرد و نماز را تنها به اتمام رسانيد. اين خبر را به محمد غزالي برداشتـند؛ از احمد علت عدول پرسيد، گفت اي برادر، تا تو در نماز بودي ما پيرو تو بوديم، چون رفتي که استرت را آب دهي، ما جدا شديم. محمد گفت سبحان الله العظيم، درست گفته اند که "ايشان جاسوس قلوبند"، من در اثناي نماز بياد استر خود افتادم که او را آب نداده اند و با خود گفتم، چون بخانه روم بفرمايم تا او را آب دهند، و باز گفتم خود او را آب دهيم. همانا ابوالفتوح به نور معرفت راز درون مرا دريافته است. غزالي از آن روز بخيال عزلت و انقطاع افتاد. تا آنجا که رياست و تدريس را ترک کرده و انزوا گزيد». احمد غزالي در طريقت چون برادر خود مريد ابوبکر نساج است. عين القضاةهمداني، شيخ ابوالنجيب سهروردي، عبدالله بن سعد و شيخ ابوالفضل بغدادي از تربيت شدگان وي هستند. در همدان وعظ ميکرده و سپس به بغداد رفته و در بغداد در مجلس هاي وعظ قبول تمام يافته و 83 مجلس از مجلس هاي وعظ او را صاعد بن فارس لباني، املاء کرده است. بجاي برادر در مدرسه نظاميه بغداد درس داده و بعد بطوريکه معلوم ميشود به قزوين برگشته و با برادر خود مکاتبه داشته است. تا شانزده سال پس از مرگ برادر زنده بود و احتمال داده ميشود که به سال 520 هجري در قزوين درگذشته و در همانجا مدفون گرديده است. تأليف هاي او شامل کتابهاي زير است: لباب الاحياء در تلخيص کتاب احياءالعلوم، الذخيرة في علم البصيرة، سوانح العشاق به فارسي، به زبان فارسي و عربي هر دو شعر ميگفته و پاره اي از مکاتبه هاي او با بزرگان زمان خود بافي مانده است. |
|
ابومحمد سهل پسر عبدالله پسر يونس تستري(شوشتري) از عارفان نامي قرن سوم هجري است. وي در سال 203 هجري در شوشتر خوزستان يا اهواز بدنيا آمد و به سال 273 يا 283 هجري در تبعيدگاه بصره زندگي را بدرود گفت. وي شاگرد دائي خويش محمد بن سوار بود که از صوفيان سخت کوش بشمار ميرفت. سهل از کودکي در راه طريقت قدم نهاد و از او نقل کرده اند که: « از کودکي خلوت مي گزيدم. آنگاه مرا به دبيرستان فرستادند.... پس بدوازده سالگي مرا مسأله اي افتاد که کس حل آن نمي توانست کرد. درخواستم تا مرا به بصره فرستادند که آن مسأله بپرسم. بيامدم و از علماء بصره پرسيدم؛ هيچکس مرا جواب نداد. به عبادان(آبادان) آمدم به نزديک مردي که او را ابو حبيب حمزة بن عبدالله العباداني ميگفتند. وي را پرسيدم، جواب داد. به نزديک وي چندين ببودم؛ و مرا از وي بسي فوايد حاصل گشت. پس به تستر باز آمدم. » مابقی مطلب فوق در بخش ادامه مطلب آورده شده است. ادامه مطلب |
|
سعدالدين يا نجم الدين محمود بن عبدالکريم شبستري از بزرگان مشايخ عرفان ايران است. وي در سال 687 هجري در قصبه شبستر هفت فرسنگي تبريز متولد شد. از شرح حال وي تفصيلي در دست نيست، ولي از اخبار و آثار چنين نتيجه گرفته ميشود، تحصيلات و رشد فکري وي در آذربايجان بوده و سرانجام از عارفان بنام زمان خود بشمار رفته است. اوقات خود را در درس و بحث گذرانده و در سال 720 هجري در تبريز زندگي را بدرود گفته است. برای خواندن مابقی زندگی نامه این عارف نامی به بخش ادامه مطلب بروید. ادامه مطلب |
|
شيخ نجم الدين ابوبکر عبدالله بن محمد بن شاهوردايه رازي از عارفان بزرگ قرن هفتم هجري است. محل تولد وي تهران ري و لقبش نجم الدين و شهرتش دايه و کنيه اش ابوبکر بوده است. شيخ نجم الدين دايه (رازي) از مريدان شيخ نجم الدين کبري بود. پس از بروز فتنه مغول از خوارزم به ديار روم رفت و در قونيه با صدرالدين قونيوي و جلال الدين بلخي (ملاي روم) ملاقات کرد و هنگام نماز مقتدا و امام ايشان شد. در هر دو رکعت بعد از حمد سوره (قل يا ايها الکافرون) خواند. چون از نماز فارغ شد، ملاي روم (مولوي) به صدرالدين قونيوي به رسم طيبت گفت: يکبار براي شما خواند، و يکبار هم براي ما.
ادامه مطلب |
|
ابوالجناب احمد شيخ نجم الدين کبري خيوقي خوارزمي، عارف بزرگ ايراني در قرن ششم و هفتم هجري، در سال 540 هجري تولد يافته است. در کودکي علوم مقدماتي را فرا گرفته و در کسب حديث و علوم قرآني و علوم باطن به سياحت بلاد رفته و در نيشابور از ابوالمعالي فراوي، و در همدان از حافظ ابوالعلاء، و در اسکندريه از ابوطاهر سلفي حديث شنيده است. عبدالعزيز بن هلال، ناصر بن منصور، شيخ سيف الدين باخرزي و ديگران از او حديث روايت کرده اند. خرقه ارشاد از شيخ اسماعيل قصري گرفته و نسبت طريقت از طريق شيخ عمار ياسر بدليسي يافته است. ادامه مطلب |
|
افضل الدين محمد پسر حسن پسر حسين پسر محمد خوزه مرقي کاشاني معروف به بابا افضل از عارفان دانشمند قرن هفتم هجري است. وي در زمان خويش شهرت بسيار داشته و همواره مورد احترام و تکريم فاضلان و دانشمندان عصر بوده است. بابا افضل کاشاني در تمام مدت عمر خود در کاشان ساکن بوده و اوقات خود را به تدريس و تأليف و تحقيق و مباحثه گذرانده است.
وي مؤلف چند رساله در تصوف و سلوک و حکمت به زبان پارسي است که در منتهاي فصاحت و شيوايي نوشته شده. بهمين جهت در زبان پارسي نويسنده اي بسيار زبردست بوده است. رساله هاي عمده او به شرح زير است: المفيد للمستفيد، ساز و پيرايه شاهان پرمايه، منهاج المبين در منطق، مدارج الکمال، عرض نامه، جاودان نامه، راه انجام نامه، مبادي موجودات، ترجمه رساله نفس ارسطو، ترجمه رساله تفاحه ارسطو و رساله زجرالنفس يا ترجمه رساله ينبوع الحيات ادريس که هر سه را ترجمه کرده است، رساله سؤال و جواب، رساله چهار عنوان، شرح فصوص الحکم، آيات الصنعه به عربي، مجموعه رباعيات و يک عده مکاتيب و تقريرات. وفات او به اختلاف در سالهاي 604، 605، 641 و رجب سال 666 و 667 و 707 نوشته اند. ديوان اشعارش که بيشتر شامل رباعي است در سال 1351 خورشيدي در 260 صفحه به قطع وزيري منتشر شده است. نمونه اشعار اوست: گفتم همه ملک حسن سرمايه تست خورشيد فلک چو ذره در سايه تست گفتا غلطي ز ما نشان نتوان يافت از ما تو هر آنچه ديده اي مايه تست |
|
شيخ اوحدالدين عبدالله بن ضياءالدين مسعود بلياني کازروني شيرازي از عارفان قرن هفتم هجري است. وي از نوه هاي شيخ ابوعلي دقاق و از قدماي عرفاي آفاقي بود و به نوشته بعضي شيخ صفي الدين اردبيلي صحبت وي را درک کرده است. وفات او در سال 683 هجري در ديه بليان واقع در يک فرسنگي جنوب کازرون اتفاق افتاده و در همانجا مدفون شده است. آرامگاهش داراي بقعه کوچکي است که تا کنون پا برجا مانده است.
اشعار زير از اوست: حقيقت جز خدا ديدن روا نيست که بي شک، هر چه بيني جز خدا نيست نمي دانم که عالم او شده زانک چنين نسبت به او کردن روا نـــيــــســت نه او عالم شده نه عالم او شد همه جز او وز او چيزي جـــدا نــيـــســـت |
|
ام علي همسر احمد بن خضرويه از معاصران بايزيد بسطامي است. بايزيد فرمود: هرکه تصوف ورزد بايد که به همتي ورزد چون همت ام علي، يا با حالي همچو حال او، وقتي زني از اهل بلخ نزد وي آمد که بخداي تعالي تقرب جويد بوسيله خدمت او. گفت: چرا بواسطه خدمت خداي تعالي بمن تقرب نميجويي؟!
|
|
شيخ اوحدالدين حامد ابوالفخر کرماني از عارفان بزرگ قرن هفتم هجري است. وي بطور احتمال در سال 552 هجري در بردسير کرمان متولد شده است. بنا بر منقول وي از فرزندان "توران شاه" از پادشاهان آل سلجوقي کرمان بوده و وليعهدي پدر را داشته است. پس از شکست تورانشاه در "باغين" کرمان، از خشم "قراغز" به سرداري "ملک دينار" به سال 568 هجري در شانزده سالگي ناشناس و فراري به بغداد رفته و در مدرسه "حکاکيه" بغداد به فراگرفتن حديث و فقه پرداخت و چون مدرس مدرسه حکاکيه بغداد فوت کرد بجاي او به مدرسي مدرسه انتخاب شد. ولي بعد از مدتي ترک تدريس کرد و به رياضت مشغول شد و چون کشف و فتوحي نديد، هر چه داشت انفاق کرد و به قصد حجاز و سفر مکه احرام بست و در شهر بغداد حيران و سرگردان بهرجا ميرفت و از همين رو متهم به جنون شد. ادامه مطلب |
|
ابوتراب نخشبي از مشايخ بزرگ تصوف در قرن دوم هجري است. وي از مردم نخشب خراسان بود و به علم و فتوت و زهد و توکل شهرت داشت. با ابوحاتم عطار بصري و حاتم اصم صحبت داشته، استاد ابوعبدالله جلا و ابوعبيد بسري است. وفات او را به سال 245 هجري ثبت کرده اند. از سخنان اوست: «عارف آنست که هيچ چيز او را تيره نکند و همه چيز به او روشن شود. نيست از عبادت چيزي با منفعت تر از اصلاح خاطر دلها.» |
|
شيخ ابوالحسن علي بن جعفر بن سلمان خرقاني « يا علي بن احمد » عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجري از چهره هاي بسيار درخشان عرفان ايراني است که در آزاد انديشي و مردم گرائي جهاني و وسعت نظر انساني و تفکر والاي عرفاني ممتاز و کم نظير است. گفتار و کردار اين عارف کيهان گراي ايراني که در نيمه دوم قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري در خرقان قومس « کومش » استان کنوني سمنان ميزيسته است. در طي گذشت نزديک به يکهزار سال همواره مورد توجه و دقت و مطالعه و سرمشق عارفان و شاعران و متفکران و محققان بوده است. در منقولات و حکايات باقي مانده، آمده است که شيخ ابوسعيد ابوالخير عارف مشهور و ابوعلي سينا فيلسوف نامي و ناصر خسرو قبادياني علوي، شاعر و متفکر ايراني که معاصر شيخ ابوالحسن خرقاني بوده اند به خرقان رفته و با وي صحبت داشته و مقام معنوي او را ستوده اند. و نيز گفته اند که سلطان محمود غزنوي پادشاه مقتدر بديدار شيخ ابوالحسن خرقاني رفته و از وي کسب فيض کرده و نصيحت خواسته است. ادامه مطلب |
|
ابوالمعالي اين ابي بکر عبدالله بن محمد بن علي بن علي الميانجي مشهور به عين القضاة هــمــدانــي در حـــدود سال 492 هجري در همدان تولد يافته است.
ادامه مطلب |
|
ابوعبدالرحمن محمد بن حسين بن محمد بن موسي سلمي نيشابوري از مشاهير عارفان ايران در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجري است. ولادت وي در سال 325 هجري در شهر نيشابور اتفاق افتاده است. ادامه مطلب |
|
نام وي جعفر پسر يونس و يادلف پسر جحدرو يا محمد پسر خلف است. اصل وي از خراسان و از شهري بنام اسروشنه بوده؛ و در بغداد و يا سامرا به سال 247 يا 248 هجري ولادت يافته است. ادامه مطلب |
|
ابوالقاسم عبدالکريم پسر هوازن پسر عبدالملک پسر طلحه پسر محمد قشيري نيشابوري از عارفان بزرگ ايران در قرن پنجم هجري است. تولد او در ربيع الاول سال 376 هجري در استواء نيشابور اتفاق افتاده است. خاندان وي بيش از سيصد سال در نيشابور سکونت داشته و از وجوه دهاقين ناحيه استواء بوده اند. ادامه مطلب |
|
ابوالعباس قصاب احمد بن محمد بن عبدالکريم آملي يکي از عارفان بزرگ ايراني در نيمه دوم قرن چهارم هجري است.
ادامه مطلب |
|
ابوالحسين احمد پسر محمد خراساني بغوي (بغشوري) يا "هروي" متوفي سال 279 يا 286 هجري يکي از مشايخ نامدار تصوف ايراني در قرن سوم هجري است که از خراسان برخاسته است. شرح احوال وي در کتاب تذکرةالاولياء شيخ عطار نيشابوري به تفضيل آمده است. اين سخنان منسوب به اوست: عقل رهبر است، ولي نميتواند انسان را بسوي حقيقت رهبري کند. تصوف نه در انجام دادن مراسم ديني نهفته است و نه در آگاهي از دانش و حکمت مي باشد. معني تصوف، تکامل و تهذيب نفس است. تصوف يعني وارستگي، مردانگي، بي علاقگي به حطام دنيوي و ايثار نفس. |
|
شيخ نورالدين عبدالرحمن بن محمد کسرقي اسفرايني از عارفان اواخر قرن هفتم هجري است.
ادامه مطلب |
|
شيخ عبدالعزيز بن محمد نسفي (نخشبي) از عارفان بزرگ قرن هفتم هجري است.
ادامه مطلب |
|
جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني خطيبي بکري بلخي معروف به مولوي يا ملاي روم يکي از بزرگترين عارفان ايراني و از بزرگترين شاعران درجه اول ايران بشمار مي رود. خانواده وي از خاندانهاي محترم بلخ بود و گويا نسبش به ابوبکر خليفه ميرسد و پدرش از سوي مادر دخترزاده سلطان علاءالدين محمد خوارزمشاه بود و به همين جهت به بهاءالدين ولد معروف شد. وي در سال 604 هجري در بلخ ولادت يافت. چون پدرش از بزرگان مشايخ عصر بود و سلطان محمد خوارزمشاه با اين سلسله لطفي نداشت، بهمين علت بهاءالدين در سال 609 هجري با خانواده خد خراسان را ترک کرد. از راه بغداد به مکه رفت و از آنجا در الجزيره ساکن شد و پس از نه سال اقامت در ملاطيه (ملطيه) سلطان علاءالدين کيقباد سلجوقي که عارف مشرب بود او را به پايتخت خود شهر قونيه دعوت کرد و اين خاندان در آنجا مقيم شد. هنگام هجرت از خراسان جلال الدين پنج ساله بود و پدرش در سال 628 هجري در قونيه رحلت کرد.
ادامه مطلب |
|
محمد بن حسين بن احمد خطيب بکيري از مشايخ عرفان در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري است.
ادامه مطلب |
|
عرفان معجوني شگفت انگيز از مکتب هاي مختلف فلسفي جهان است.
ادامه مطلب |
|
فخرالدين ابراهيم بن بزرگ مهر بن عبدالغفار جوالقي همداني، متخلص به عراقي يکي از بزرگترين شاعران غزل سراي ايران و يکي از عارفان بزرگ اين ديار است. وي در سال 610 هجري در روستاي کمجان يا کميجان در ناحيه اعلم يا المر در ميان همدان و اراک که در 86 کيلومتري هر دو شهر است، ولادت يافته است. ادامه مطلب |
|
مجدالدين ابوسعيد شرف بن مؤيد بن محمد بن ابوالفتح بغدادي از عارفان مشهور اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم هجري است. وي در سال 544 هجري در بغدادک خوارزم ولادت يافت. ادامه مطلب |
|
نجيب الدين علي بن بزغش شيرازي از عارفان مشهور قرن هفتم هجري است
ادامه مطلب |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تا دیروز خیال قلم میزدم
اما امروز خیالم را قلم قلم تبر میکنم بت می شکنم به بهای آزادی خیال |
| پیوندهای روزانه |
|
بيدارى اسلامى روز شمار زندگی من احادیث آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
ابران امروز حقوق انسانی زنان عرفای ایران زمین احادیث تصوف حرف دل |
| نویسندگان |
|
kamran illanlo راز گو |
| پیوندها |
|
راه رازگو منظومه عشق موسسه عرفان حلقه فرهنگی وگردشگری |
|
RSS
|